اخبار
انجمن فيزيك
مريوان
صخره
هاي مريخي
زماني زير آب
بوده است
آژانس
فضانوردي
آمريكا مي گويد
كه آن بخش از
مريخ كه
كاوشگر
آپورچيني در
آن فرود آمده
است زماني زير
آب بوده است.
مريخ نورد
آپورچونيتي
(فرصت)
بيش از يك ماه
قبل در گودال
كوچكي در
مجاورت خط
استواي مريخ
در منطقه اي
كه به
"مريدياني
پلنوم" موسوم
است فرود آمد.
ناسا مي
گويد در صخره هاي
اين ناحيه كه
لايه لايه
هستند، نشانه
هاي غيرقابل
ترديدي از
تماس آنها با
مقدار زيادي آب
در گذشته به
چشم مي خورد.
استيو
اسكوايرز،
پژوهشگر
دانشگاه
كورنل و محقق
اصلي تجهيزات علمي
كاوشگر
آپورچونيتي
گفت: "اين صخره
ها به وسيله
آب مايع چنين
حالتي پيدا
كرده است و
ممكن است اصلا
زير آب تشكيل
شده باشد."
وي گفت
تيم تحت نظر
او
به وسيله
دوربين، طيف
سنج و
ابزارهاي
مكانيكي
آپورچونيتي
اين بستر صخره
اي را به دقت
تجزيه و تحليل
كرده است.
وي در يك
كنفرانس خبري ويژه
در مقر ناسا
در واشنگتن دي
سي گفت: "آيا اين
صخره ها با
چيزي در تماس
بوده اند، آيا
به وسيله آب
مايع تغيير
شكل داده اند؟
پاسخ اين سوال
قطعا مثبت
است."
وي گفت
اين نتيجه
گيري
را مي توان به
وسيله چندين
رشته شواهد
كليدي تاييد
كرد، كه از آن جمله
حضور سولفات
ها و سنگريزه
هاي كروي در
اين صخره ها
كه احتمالا در
آب شكل گرفته
اند است.
مشخصات
ظاهري صخره
ها،
از جمله
فرورفتگي
هايي كه محل
رشد مواد
بلوري است نيز
به اثبات اين
موضوع كمك مي
كند.
پروفسور
اسكوايرز گفت: "هدف
اين ماموريت
اين بود كه به
مريخ برويم و
ببينيم آيا
داراي محيطي
قابل سكونت
است يا نه."
"به
اعتقاد ما اين
نقطه از مريخ
براي مدتي در
گذشته، محل حضور
آب هاي سطحي
بوده است كه
مي توانسته
براي موجودات
زنده مناسب
باشد. البته
اين بدان معني
نيست كه حيات
قطعا در آنجا
وجود داشته."
آپورچونيتي
و كاوشگر دوقلوي
آن، اسپيريت
(روح)، توسط
گروهي از
دانشمندان و
مهندسان از
آزمايشگاه
رانش جت در
پاساديناي
كاليفرنيا
كنترل مي شود.
اسپيريت
روز 4 ژانويه بر سطح
مريخ فرود
آمد.
آپورچونيتي
روز 25 ژانويه
در منطقه
ديگري بر مريخ
نشست.
ماده و ضد
ماده
ضد
ماده يا پاد
ماده فقط
دركتاب هاي
علمي تخيلي
نيست كه نقش
بزرگي را به
عهده دارد
بلكه واقعاً
وجوددارد
براي تمام
ذرات
پاد ذره يافت
شده است . ضد
الكترونها كه
پو ريترون نيز
ناميده مي
شوند مانند
الكترونها ي
معمولي منفي
نيستند ،بلكه
داراي بار
مثبت هستند
ولي جرم آنها
برابر با جرم
الكترونهاست
ضد پروتونها
داراي بار
منفي هستند
ماده و ضد
ماذه نمي توانند
يكديگر را
تحمل نمايند
مثلا هر گاه
يك الكترون با
يك ضد الكترون
برخوردكند هر
دو متقابلاَ
يكديگر را
منهدم ميكنند
و به انرژي يا
به عبارت دقيق
تر به دو ذره
تشعشي بدون
جرم يا به
2كوانت تبديل
مي شوند .
البته عكس اين
فرآيند نيز
امكان پذير
است به اين
معني كه
دوكوانت مي
توانند با
يكديگر يك زوج
الكتروني -
پوزيتروني به
وجود آورند
.فرآيند اول
را فرو پاشي
پرتوي و
فرايند دوم را
جفت سازي مي
نامند يك بار
ديگر در اينجا
نيز معادله قديمي
اينشتين
تاييد مي شود
البته در فرو
پاشي پرتوي
ماده و ضد
ماده جرم
موجود به طور
صد در صد به
انرژي مر كز
خورشيد حتي يك
در صد سوخت هم
به طور كامل
مصرف نمي شود .
در واقع در
اين مورد خاكستر
به شكل زباله
اتمي در را
كتور و هليوم
در خورشيد
باقي مي ماند
در فرو پاشي
پرتوي ماده
كاملا ناپديد
مي شود .اگر
انسان مي
توانست
نيروگاهها و
يا فضا
پيماهايي بسازد
كه در آنها به
طور كنترل شده
اي ماده و ضد
ماده به انرژي
تبديل
ميگرديد اين
نيرو گاهها و
يا فضا پيماها
كه بيشتر از
نيرو گاهاي
اتمي معمولي
وفضا پيماهاي
فعلي كارآيي
داشتند درهر
صورت ضد ماده
مورد نياز
براي انجام
اين كار در
درسترس نيست
زيرا كه زمين
ومنظومه شمسي
از ماده
معمولي تشكيل
شده اند ولي
برخي از دانشمندان
اين فرضيه را
باور دارند كه
در كهكشان را
شيري
سيستمهايي از
ضد ماده وجود
دارند كه تا
وقتي كه با
ماده معمولي
برخورد نكره
اند دقيقا َ
مانند جهان ما
پايدار هستند
البته اين
فرضيه به
تازگي شديداَ
مورد شك و
ترديدد قرار
گرفته است بر
روي زمين
همواره مي
توان پاد ذره
ها را البته
براي مدت زمان
بسياركوتاه
در
آزمايشگاهها
ايجاد كرد .
احتمال
ماندگاري اين
پاد ذره ها بر
روي سياره ما
بسيار كم است
زير ا كه همه
جابا ماده
برخورد مي
كنند و منهدم
مي شوند.
كشف
دورترين
كهكشان
شناخته شده
با
كمك تلسكوپ
فضايي هابل
و اثر عدسيهاي
گرانشي
دورترين شي
كيهاني كه تا
كنون رصد شده
است را ثبت
كردند يك تيم
بين المللي از
اخترشناسان
ركورد جديدي
در ثبت دورترين
اجرام عالم به
دست آوردند.
دورترين كهكشان
كيهان كه تا
كنون شناخته
شده است در
فاصله اي حدود
13 ميليارد سال
نوري از ما فاصله
دارد و بدين
ترتيب ما نوري
از آن را دريافت
كرده ايم كه
سفر خود را
هنگامي آغاز
كرده است كه
تنها 750 ميليون
سال از مهبانگ
گذشته بود و جهان
تنها 5 درصد سن
فعلي خود را
داشته است.
اين
كهكشان
باستاني با
تركيب
توانايي
تلسكوپ فضايي
هابل و تلسكوپ
CARA از مجموعه
تلسكوپهاي كك
در قله موناكي
هاوايي و به
لطف يك عدسي
گرانشي عظيم ،
كشف شده است.
به نظر
مي رسد كهكشان نويافته
كهكشاني
بسيار جوان
باشد كه درخشش
خود را در
پايان دوره
موسوم به
دوران تاريكي
كيهاني آغاز
كرده است.
دوره تاريك
كيهاني دوره اي
است كه با
پيدايش نخستين
كوازارها و
كهكشانها نور
امكان آن را
يافت تا سفر
خود را در
كيهان آغاز
كند و ابرهاي
مات هيدروژني
اجازه سفر را
به نور دادند.
اين كهكشان با
نوردهي
طولاني مدتي
كه در محدوده
خوشه كهكشاني
آبل 2218 انجام
شد، توسط
دوربين
پيشرفته نقشه
برداري هابل (ACS) به
دام افتاد.اين
خوشه كهكشاني
به قدري پرجرم
است كه نور
رسيده از
اجرام
دوردستي كه پشت
ان قرار دارند
را منحرف كرده
و سپس نور آنها
را همانند يك
عدسي غول پيكر
متمركز مي كند
اجرامي كه با
كمك اين
عدسيهاي
گرانشي طبيعي
ديده مي شوند
در شرايط عادي
و با ابزارهاي
موجود قابل
رصد نيستند.مسولان
اين پروژه با
بررسي يك رشته
از تصاويري كه
هابل از اين
ناحيه تهيه
كرده بود به
محاسبه جرم
مخفي شده در
پشت اين عدسي
پرداختند و
براي آن
انتقال به
سرخي معادل 6/6
تا 1/7 را تخمين
زدند .
بررسيهاي
بيشتر كه با
تلسكوپ 10 متري
كك و در
نوردهي هاي
متفاوت در نور
مريي و فروسرخ
انجام شد
انتقال به سرخ
اين جرم را با
دقت بيشتري در
حدود 7 تشخيص
داد.
انتقال
به سرخ (Red Shift) كميتي است
كه نشان مي
دهد طول موج رسيده
از يك منبع تا
چه اندازه
نسبت به طول
موج اصلي منبع
بلند تر شده و
به عبارتي به
سمت قرمز طيف
منتقل شده است.
هر چه قدر اين
مقدار عددي
بيشتر باشد و
انتقال طول
موج به سمت
قرمز طيف
بيشتر باشد
نشان از آن
دارد كه جسم
در فاصله
بيشتري از ما
قرار دارد .
پديده انتقال
به سرخ به طور
مشهود تري در
اثر دوپلري
منابع صوتي
نيز به چشم مي
خورد. كهكشان
يافت شده در
فاصله بسيار
دوري از ما
قرار ارد و به
شكل بسيار
ضعيفي ثبت شده
است به همين
دليل تعيين
انتقال به سرخ
آن با مشكلات
بسياري روبرو
بود. براي
همين و علي
رغم قرار
گرفتن يك عدسي
گرانشي در
مسير ميان اين
كهكشان و زمين
كه موجب تقويت
نور آن مي شد
بدون استفاده
از تمام توان
موجود در رصدخانه
هاي زميني و
فضايي امكان
تعيين انتقال به
سرخ ان مهيا
نمي شد و به
همين دليل
هابل و كك در
همكاري مشترك
اين كهكشان را
به دام انداختند.
با
استفاده از
همين
تواناييها
بود كه
اخترشناسان
توانستند اين كهكشان
كوچك را كه
تنها 2000 سال
نوري قطر دارد
را پيدا كنند.
اگرچه اين
كهكشان محلي
براي ستاره
زاييهاي فراواني
است كه در
كهكشاني تازه
شكل يافته در
حال انجام است
اما بررسيهاي
طيفي آن نشان
از تفاوتهايي
دارد كه ميان
اين كهكشان و
آنچه در كهكشانهاي
جوان ولي
نزديكتر به ما
كه دوران ستاره
زايي را سپري
مي كنند به
چشم مي خورد ،
وجود دارد.
بررسي اين
كهكشانهاي
ابتدايي و
نگاه به اعماق
تاريخ كيهاني
ما از آنجا
اهميت دارد كه
مي توانيم
نگاهي مستقيم
و بدون واسطه
به دوران
كودكي كيهان
بيادازيم و به
آزموني معتبر
از صحت نظريات
كيهانشناسي
خود دست يابيم.
از سوي ديگر
كشف جديد
نمونه اي از تواناييهاي
بي نظير هابل
را آشكار كرد
تلسكوپي كه با
لغو ماموريت
تعمير نهايي
آن به زودي دوران
پر شكوهش به
پايان خواهد
رسيد.